تبليغاتX
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم......

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم......

عمومی

روزت مبارک مادر

سلام بر همه دوستان گلم

مامان و مادر و مامی و عزیز و ...................همه یک معنا می دهد محبت و ارامش و دلسوزی و ریاضت

همه یکمعنا می دهد ........................

روزت مبارک مادر همه عالمیان

اللهم عجل لولیک الفرج

مامان گلم عزیزم روزت مبارک خیلی خیلی دوست دارم امیدوارم سایه ات برای همیشه بالای سرمون بمونه .

رت نوشت:

عذر تقصیر بابت تاخیر ...........دوستان عزیز و گرام اینجانب هفته پیش به همراه خانواده مکرم و عزیزم تشریف فرما شدیم به مهد شعر و ادب شیراز و از انجا هم به مهد تمدن یعنی اصفهان رفتیم............جاتون خالی خیلی خوش گذشت به خصوص شیراز که هم مردمانش ادمهای خوبی بودند و هم شهر تاریخی و قشنگی بود و تخت جمشید که فوق العاده بود به خصوص مزار اردشیر سودم که خانواده گرامم به دلیل اینکه اینجانب خواستار رفتن بالای کوه بودم و دیدن مزار اردشیر می خواستند سر به تنم نباشدو یک اتفاق جالب دیگه ای که افتاد من برای اولین بار در بیابان کنار جاده به گشت و گذار پرداختم یه وقت فکر نکنید ماشینمون خراب شدا و بعد از دو ساعت امداد خودرو رسید جاتون خالی خیلی حس خوبیه تو بیابون بودن هر چه قدر داد بکشی کسی صداتو نمیشنوه می دونید برای چی اینو گفتم برای این گفتم که من تو بیابون داد می زدم اردشیر از سر تقصیرات اینها(خانوادم)بگذر برای اینکه نیومدن سر قبرتبابام جا داشت منو می کشت تو اون وضعیت همش می خندیدم.............راستی ما ماشینمون گردنه شهید اباد خراب شد.............

دیروز هم اینجانب رت باتلر  خانوم به همراه دختر عمه که سال اول دانشگاه است و پسر عمه که سوم راهنمایی به سمت نمایشگاه کتاب شتافدیم و حاصل خرید ما یه Dictionery long man

البته نمی دونم املا ش درسته یا نه و دختر عمه هم کتاب کیک پزی خرید جاتون خالی بعد از نمایشگاه کتاب به نمایشگاه گل و گیاه مشرف شدیم خیلی قشنگ بود............چه گلایی چه درختچه هایی خیلی عالی بود.......و البته کلی خسته شدیم چون کلی پیاده روی کردیم................
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 9:7 توسط رت باتلر |


داغ شقایق

سلام

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب...................

در انتهای شهر درد

در کوچه پس کوچه های عشق

در زیر نور ابی ماه............

تابوتی می گذرد،تنهای تنها

و تو را به مشایعت می خواند،

تا چهار راه انتظار.........

شهادت حضرت زهرا بزرگ بانوی اسلام را به همه شما تسلیت میگم...............

چرا تو این عزاداری ها تو این دهه فاطمیه سعی می کنن این مداح ها حضرت زهرا رو یه انسان ضعیف نشون بدن که ملت گریه کنن................

چرا حضرت زهرا رو اون طوری که بود نشون نمیدن ............

چرا از اقتدار از حضرت زهرا نمیگن که مردم گریه کنن که قبر چه کسی پنهونه که ما حتی لیاقت دونستن ارامگاه حضرت زهرا رو هم نداریم...............ننگ بر ما...........


نمی دونم زمانی که امام زمان ظهور کنه من ،خودمو میگم که توهین به کسی نباشه چه جوری می خوام ادعا کنم که منتظرت بودم در حالی که ادای یه منتظرو در میارم..............

اقا من که خودت می دونی روسیاهم اما خودت ضمانتم کن...............

خوش به حال کسایی که الان مشهدن دلم شدید هوای حرمو کرده .........خداییش تنها جایی که دلم هواشو می کنه ..............

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 11:26 توسط رت باتلر |


چادری ها

سلام

بر همه دوستان گلم.............

فکر نمی کنم از عنوان مطلبم پی به مطلبم برده باشید...........

مطلب امروز من در مورد چادر است اما نمی خوام نکات مثبتشو یاد اوری کنم..........

من معتقدم که با چادر خیلی می تونی تو اجتماع راحت باشی و خود من الان چادرمو با دنیا عوض نمی کنم چون به معنای واقعی این جمله پی بردم که حجاب مصونیت است و محدودیت نیست البته در این جمله فقط به چادر اشاره نشده چون خیلی از مانتویی های سنگین هستن که از صد تا چادری بهترن......به نظر اینجانب چادر باعث راحت بودن تو جامعه هم میشه البته بعضی ها فکر می کنن با چادر محدود میشن و نمی تونن راحت باشن باور کنید خیلی از افراد هستند که با اینکه چادر سرشون میکنن خیلی هم راحت به فعالیت هاشون میرسن سینما و تاتر و کنسرت و کوهنوردی و خیلی جاهای دیگه میرن.............اما بحث من راجب این مطالب نیست............

من امروز می خوام راجب افرادی صحبت کنم که با سر کردن چادر ابروی بقیه چادری ها رو بردن...........

اخه شما به من بگید درسته کسی که چادر سرش می کنه کلی ارایش کنه یا اینکه کسی که چادر سرش می کنه موهاشو بزاره بیرون..............

به نظر اینجانب که کسی که چادر سرش می کنه باید به احترام اون چادرم که شده باید هویت اون چادر رو حفظ کنه به نظر من تیپ یه ادم فشن و سوسول شرف داره به کسی که چادر سرش می کنه و با قیافه ناهنجار میاد تو بیرون ..................

الان تو جامعه ما اطمینان و اعتماد نسبت به دخترهای چادری کم شده........دلیلش هم میتونه چیزهای ناهنجاری باشه که از این ها دیده اند...................

و اما در مورد مانتوهایی که الان تو جامعه مون مدل به مدل است............به نظر من و چند تا از دوستام مد دست خود تولید کنندگان داخلی است و اگر تولیدکنندگان داخلی بخواهند می توانند اشاعه دهنده حجاب در جامعه باشند برای مثال الان مدتی است که مانتو هاتی بلند مد شده است و اکثر دختر خانم های سوسول هم این مانتو هارو می پوشن و زمانی هم که مانتو کوتاه مد بود مانتو کوتاه می پوشیدند پس تولید کنندگان داخلی ما ذائقه مردم را می سازندالبته می تونم یه اشکا ل کوچک هم از خانم های چادری بگیرم و اون اینه که بعضی از خانم های چادر خوش تیپ نمی گردند و برای اینکه چادر سرشون می کنند روسری های رنگی مانتو های رنگی و رنگ روشن نمی پوشند و عده ای به این فکر می کنند که چادر ها  امل و متهجرن............

با این وجود که الان در جامعه مون بی حجابی شده کلاس و مدرن بودن و حجاب و چادر شده امل بودن و تهجر بازم من می خوام همین امل متهجر خوش تیپ بمونم................

خب یه سوالی دارم از همه دوستانی که نظر می گذارند وووووووووو

به نظرتون کدوم یک ازانواع چادر خوبه؟(سنتی و عربی و لبنانی و ملی و قجری وشالی و .......)

ایا چادر هایی با مدل متفاوت باعث جلب توجه تو خیابون میشه؟

ایا خوبه خانوم های چادری انواع چادر را داشته باشند؟

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ساعت 12:12 توسط رت باتلر |


سال نو مبارک

با سلام به دوستان گلم

سال ۹۱ هم شروع شد و سال ۹۰هم با تمام بدی ها و خوبی هاش تموم شد..........

خب تو سال ۹۰ اتفاق خاصی که بگم خیلی جالب بود برام نیفتاد می تونم بگم نه جالب بود کلا یه سالی بود مثل سالای دیگه البته امسال هم طبق روال سالهای پیش با دوستان به مشهد رفتم و خیلی هم خوش گذشت...............

نکته جالب دیگه این بود که خدا به من یکی فهموند کاری رو که خودش نخواد نمیشه حتی اگه همه جهان دست به دست هم بدن که اون کار بشه نمیشه یعنی خدا هر چی صلاح بدونه همون میشه............

خلاصه دوستان من تا الان در مورد چند موضوع پیش بینی کردم که درست از اب در نیومده و چند روزپیش هم که یه پیش بینی راجب یه موضوعی کردم کلا اعضای خانواده(مادر و خواهر گرام و زنداداش گرام)کلی اینجانب را به باد سخره گرفتن...........

امیدوارم امسال سال خوبی برای همتون باشه و سرشار از خوبی و نعمت و بدون بدی خلاصه اینکه موضوع بدی پستم که بهتون میخوام بگم نمیگم تا اون موقع

و امسال سال ۹۱ سالی که ما فارغ التحصیل میشیم و نمی دونم چی بگم فقط میگم دلم برای دوستای دانشگاهم خیلی تنگ میشه خداییش هیچ دوره ای از زندگی مثل دانشگاه اونم تو مقطع لیسانس نمیشه...............به امید قبولی در مقطع کارشناسی ارشد...........

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ساعت 16:18 توسط رت باتلر |


عیدی

سلام

همینجوری و به خاطر کار یکی از دوستام گفتم پست بزارم..............

عید امسال عید نیست والا اکثر اطرافیان من میگن اصلا بوی عید نمیاد از منظر اینجانب هم درست میگن میدونید بوی عید کی میومد؟

زمانی میومد که ما سالی یه بار لباس میخریدیم و از زمانی که لباسو خریدیم لحظه شماری می کردیم عید بشه و لباسامونو به همسن و سالامون تو فامیل نشون بدیم اره اون زمانی عید بود که اجیل سالی یه بار اونم تو عید می خوردی اون زمانی عید بود که شاید کیف پولا خالی بود اما در خونه مردم با لبخند باز میشد نه الان که سالی ده بار لباس میخری کفش دانشگاه و مهمونیو زمستونو تابستونو ورزشو مهمونی و عروسیو و........متفاوت و برای هرجا یه جفت کفش داری.............و البته چیزای دیگه هم همین جور و باید یه بچه ای رو تو خیابون ببینی که برای اینکه پاش خیس نشه مشمبا پاش کرده وقتی اینارو میبینم از خودم شدید بدم میاد.

من دلم برای اون روزا واقعا تنگ شده که تو سال یه بار خانوادگی می رفتیم و همه لباس و کفش و.... می خریدیم و دلمون خیلی از الان خوش تر بود اما الان دلمون که خوش نیست به کنار به فکر چهار تا بدبخت دوروبرمون هم نیستیم به شخصه داره حالم به هم میخوره که انقدر فردیت تو جامعه مون جا باز کرده اخه چرا؟بابا خیلی هم نگذشته از چند سال پیش بیاید با هم به این فکر کنیم به جای اینکه بریم لباس فلان قدری بخریم 5 هزار تومن اونم بدیم به یه فرد ابرو داری که نداره یه جعبه شیرینی بخره چه برسه به لباس باور کنید من اینارو از خیالاتم نمیگم هست اگرم ندیده باشم میدونم ............

ببخشیدا اما بیایید ادم باشیم بزارید زمانی که امام زمان اومد همه مون سرمونو نندازیم پایین مثل زمانائیکه تو مدرسه درس نمی خوندیم و معلمامون می خواستن ازمون درس بپرسن..........

دلم بدجوری از این زمانه نامرد گرفته

فقط به این فکر نکنیم هفت سین چه جوری بچینیم یا اینکه خوشحال برای تحویل سال به این فکرم باشیم که سال 90 دیگه تموم پروندش بسته شد دیگه بر نمی گردیم حداقل سال 91 رو ادم باشیم انسان باشیم.

دوست نوشت:

دوستان عزیز من این چند وقت اصلا حوصله درست و حسابی ندارم درسته می خندم و از قبل هم بیشتره اما خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است خلاصه می تونم بگم همه خنده ها شوخی ها الکی بود اما تنها چیزی که بعد از این چند وقت خوشحالم کرد این بود که یه دوست به فکرم بود اون دوست عزیز همین دیار قلم خودمون هست برام عیدی فرستاد از طریق پست اگه گفتین چی بود یه کتاب از فریدون مشری است که اسمش بهار را باور کن است .قلم عزیزم خیلی خیلی ممنون واقعا با این کارت نمی دونی چه قدر خوشحال شدم .



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ساعت 15:59 توسط رت باتلر |


طلاق

سلام به همه دوستان عزیزم

خوبید...........

خوشحالید.......

امیدوارم هرچه زودتر این اسفندو عید بگذره اصلا عیدو دوست ندارم..............

خلاصه اومدم اینجا از طلاق صحبت کنم...................

درسته خود من تا حالا تجربه ای نداشتم اما وظیفه خود دیدم به عنوان یک جامعه شناس از این قضیه صحبت کنم........

امروز طلاق تو ایران به خصوص کلان شهر تهران در حد المپیک زیاد شده.

این امر منشاهای زیادی داره که متاسفانه دولتمردان ما به جای اینکه این امر و و امر حجاب و خیلی امر های دیگر را به دست جامعه شناسان بسپرند سپردند دست مشاورین و گشت ارشاد و خیلی چیزهای دیگه اخه چرا باید تو جامعه ما نقش جامعه شناسی که می تونه مشکلات مربوط به جامعه رو حل کنه کمرنگ باشه اما در جوامعه غربی نقش جامعه شناس پررنگ است .............

خود من تا حدودی فکر می کنم که بحث تهاجم فرهنگی و جنگ سایبری و یا نرم تو ایران خیلی موفق بوده چون بی هویتی جوونای الان بازگو کننده این امر شلوغی دادگاه خانواده داره این موضوع رو نشون میده طلاقای عاطفی که الان در حد فوران است داره اینارو نشون میده وووووو و خیلی و های دیگر...........

از نظر اینجانب ماهواره نقش اساسی در گسسته شدن خانواده ها داشته است.الحمدلله  ما از وجود این رسانه جمعی در امان هستیم یعنی نداریم و خدارا بابت این مساله هزار هزار بار شکر می کنم(البته فکر نکنید دارم جانماز اب میکشما مدیونید اگه فکر کنید)

می دونید تو ماهواره شیوه زندگی غرب و اروپارو نشون میده که در واقع واقعی هم نیست اما اون تجمل و زرق و برقش چشم خانوما و اقایون رو میگیره و سطح انتظارشون از اون چیزی که دارن بالاتر میره.به خصوص این کانال فارسی وان و یا .... که سریالهای دنباله دار زیادی رو نشون میده توقع کاذب افراد را از زندگی برده بالا زنان را به سوی تجمل گرایی سوق میدهد و مردان را به سوی خواستن زنان زیبا و متناسب در صورتی که این چیزها با جامعه ایران سازگاری نداره.و یا اینکه روابط نامشروع زیادی را داره ترویج میده و قبحشو میریزه که جامعه رو به سمت فساد هر چه بیشتر سوق میده.الان رابط مردان بعد از ازدواج با دوست دخترشان و زنان با دوست پسرشان یک مساله عرف داره میشه از نطر منم قانونو دولت نمی تونه جلوی پیش رفتن عرفو بگیره چرا چون ضمانت اجرای عرف از قانون بالاتر است.

البته خود من در این فکرم و یکبار هم سر کلاسم تو دانشگاه گفتم یکی از مسائلی که باعث مقایسه زنان ایرانی با زنان درون سریالهای ماهواره ای می شود توسط شوهرانشان این است که زنان هویت خودشون رو قبول ندارند یعنی اینکه خودشون رو دست کم می گیرند اما اگر از همون اول خودشون رو همون چیزی که هستند قبول کنند مردا نمی تونن توقع زیادی از اونا داشته باشند............

خلاصه ما نسل جوون بیایید کمک کنیم تا این فرهنگ غلط رو از بین ببریم.....و اگرم نتونستیم از بین ببریم حداقل خودمون مبرا کنیم..............

رت نوشت:

امیدوارم هر کدوم از دوستانی که میان تو این خونه مجازی من یه شریک خوب و زندگی کن خدا قسمتش کنه و اصلا حرفی از جدایی و طلاق و طلاق عاطفی تو زندگیشون نباشه

خطر نوشت:

روز چهارشنبه سوری یا به قول خواهر گرامم سوری ونزدی (به انگلیشه) از مصرف هر گونه مواد محترقه بپرهیزید و به مراسم ایینی بپردازیدمن دوست دارم مراسم فالگوش رو تجربه کنم..........خلاصه بچه های خوبی باشید دست به کبریت نزنید جیزه..........

خداییش نظراتونو بگید در مورد مطلبم و ازگذاشتن هر گونه خوب بود باهات موافقم زیبا بود خودداری کنید

انتظار نوشت:

راستی

نشان انتظار تو در کجای زندگی ام پیداست؟


+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ساعت 21:3 توسط رت باتلر |


اخه چرا؟.............................

کاشکی این وب جایی بود که می تونستم همه چیو توش بنویسم...............اما نمیشه چون بعضی چیزا فقط مال خودتن.......

دلم از دست کسی شکسته که اونقدر بزرگه که نمی تونم شکایتشو به کس دیگه ای بکنم چون از اون بزرگتر دیگه نیست .............

خلاصه اینو میگم که دلمو شدید شکوند تا الان هیچ وقت کسی دلمو اینطوری نشکونده بود............

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390 ساعت 16:45 توسط رت باتلر


سلام به همه دوستای گلم

رت باتلر بی انرژی تر از همیشه اومده نمی دونم چرا امسال اسفند انقدر خسته ام هم روحم هم جسمم البته بیشتر روحم دلم یه تغییر بزرگ تو زندگی می خواد البته برای خودم نه ها مدیونمید اگه همچین فکری کنید................

نمی دونم راجب چی براتون بنویسم........................

سری پیش گفتم پست بعدیم راجب طلاقه اما حال نوشتنشو ندارم................یه ذره از اتفاقاتی که برام افتاد براتون میگم........

اول اینکه دختر عمه گرامم که عزیز ترین دوستم بودو هست و از دوران بچگی کلی خاطره باهم داریم تا همین الان و اینم بگم که ۴ ماه از من بزرگتره ۲۲ بهمن عروسی کردهم خوشحال بودم هم ناراحن روز عروسیش کلی گریه کردم ...............اخه مثل خواهرم بود درسته من خودم خواهر دارم اما این دخترعمم برام مثل خواهر بودو اینکه با ازدواج اون منم متوجه شدم که سنمون زیاد شده و بزرگ شدیم  (دروغ گفتم من هنوزم احساس می کنم همون رت باتلر ۷و۸ ساله ام کافی رفتارامو تو خونه ببینید تو خونمون همبازیهام برادرزادهام هستن)

انشااله قسمت همه شما ارزومندا بشه برید خونه بخت منم شیرینی بخورم

بهد اینکه امتحان ارشد دادم حوزم دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران بود .بابام منو رسوند تا حوزه امتحان بهم می گفت من می دونم قبول میشی منم گفتم بابا یه چیز نگو بخندم من که درس نخوندم..........خلاصه رفتم امتحان دادم دیدم ارشد هم غول چراغ جادو نیست بلکه ۸۰ درصد جمعیت مثل من سیاهی لشکرن درس امارو جالب تستشو زدم ۵ تا سوالو گزینه ۲ زدم ۵ تارو ۱ و ۵ تارو ۳ و ۵ تارو ۴ زدم خودم کلی ذوق کرده بودم................ولی به همه  شما قول میدم سال بعد با یه رتبه خوب قبول میشم یعنی دوست دارم پدرو مادرم به من افتخار کنن بگن دخترمون خانم دکتره (یکی بیاد این ابرای بالا سرمو خراب کنه)ولی خداییش بدم میاد مادر دخترا دختراشونو با اسم شوهرشون معرفی می کنن مثلا میگن دخترم زن اقای مهندس یا دکتر فلانیه.................متنفرم ازاین موضوع.....

خب یه موضوع دیگه که از شما سوال میپرسم

به نظرتون بده یه دختر با چادر تو خیابون بدود؟

البته اگه دلیل داشته باشه چی؟

خودمن تا الان هزار بار دنبال اتوبوس دویدم تا بهش برسم.........می دونید چرا چون یه ذره تنبل تشریف دارم دیر از خونه میام بیرون.............

خب دیگه موضوعی نمی مونه که بگم اگر هم باشه بعدا میگم شاید اتفاقات خوبی بیفته برام.....من که نمی دونم .............

بچه های یونی بیاید سال ۹۱ رو پیش بینی کنیم.............

همه دوستامو دوست دارم میسپارمتون به خدا..............

یاحق

 

خدایا زمستان آمدنش را به پایان برسان.

خدایا! آمدنش را نزدیک کن.

+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390 ساعت 16:15 توسط رت باتلر |


سلام به همه دوستان گلم...............

به امامت رسیدن امام زمان و به همه شما دوستان تبریک می گم امیدوارم روزی بشه خورشید از پشت ابر بیرون بیاد و همه ما از گرمای وجودش بهرمند بشیم

 

می خواستم در مورد طلاق صحبت کنم اما الان که عیده تصمیم گرفتم در مورد ازدواج صحبت کنم.........

خب موضوع اصلی مهریه است .............

به نظرتون البته اولویت با دختر خانماست مهریه باید چه قدر باشه؟

ایا مهریه زیاد باعث بالا رفتن ارزش دخترا میشه؟

کسی که مهریه اش پایین باشه مشکلی داره؟

به نظر خود خودم مهریه تعیین کننده شخصیت افراد نیست چون ملاک و معیار ارزش مهریه نیست من می گم دخترا مگه کالا هستن که قیمت گذاری بشه روشون که مثلا روز بله بران سر مهریه که ۵۰ تا سکه بالا یا پایین میشینن بحث می کنن حالا مهریه ادم ۱۰۰۰۰۰ هزار سکه هم که باشه وقتی طرف مقابلتو دیگه دوست نداشتی حاضری از اون همه مهریه بگذری و راحت شی همون طوری که در دادگاهها نشان داده شده .

خلاصه یه دوستی تو همین وب گفت که اگه کسی می خواد مهریه اش کم باشه باید شناختش زیاد باشه نسبت به طرف مقابل تا حدودی با حرفش موافقم تا حدودی هم نه ............تاحدودی که موافقم اینه که پسرا واقعا غیر قابل اعتماد شدن و مهریه حکم تضمینو برای دخترا داره اما تاحدودی هم مخالفم به همون دلیل بالا زمانی که نتونی طرفو تحمل کنی حاضری یه چیزی هم پول روش بزاریو فرار کنی........

انشااله همتون خوشبخت بشیدولی یه توصیه به پسرا زیر بار مهریه بالا نرید و این توصیه به دخترا با چشمای باز انتخاب کنید چون پسرا واقعا غیر قابل اعتماد شدن و البته سعی کنید در هر شرایطی حمایت خانواده رو داشته باشید چون تو بدترین لحظات حتی اونی که دوسش داری ولت میکنه اما خانواده نه....................

دانشگاهی نوشت:

نمرات امتحانامون اومد فقط دوتاشون مونده الحمدلله تا الان خوب بوده ولی این دوتا نمره رو نمی دونم..........

 

دلتنگ نوشته:

هستی در انتظار امدنت به قنوت ایستاده

نگاه کن!

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390 ساعت 11:10 توسط رت باتلر |


به کجا............

سلام  من اومدم

امتحانا بد نبود فقط مردیم

خیلی اتفاقا افتاده تو این چند هفته که یکیش برام خیلی بد تر بود که اصلا دوسش ندارم و اصلا هم دوست ندارم یادم بیاد شاید دوستام که بیان اینجا بیان بدونن چی بود.............

تو این چند وقت انقدر دلم از دست بعضی از افراد لجم دراومد که ادمایی که هیچی نمی فهمن ولی ادعا دارن .................

اره گرفتن جایزه توسط اصغر فرهادی را به شما عزیزان تبریک می گم

واقعا متاسفم که ما این همه کارگردان بزرگ با فیلمای عالی داریم اما اصغر فرهادی باید جایزه بگیره .......خداییش فیلم جدایی نادر بد نبود اما درباره الی که خیلی ها خوششون اومد چی داشت برای گفتن چی رو می خواست برسونه من نمی دونم.......................

 می دونید چرا این ادما رو میبرن جایزه میدن نه برای فیلم خوبشون نیست برای اینکه بازیگرا و کلا هنری ها گروه مرجع جوونای ما هستند زمانی که گروه مرجع قبول نکنه یه سری ارزش مسلط و جوونا هم فکر می کنند مقبولیت نداره در نتیجه کارامدی هم نداره ....ای کاش کمی بصیرت داشتیم...............

از گلشیفته هم که دیگه نمی گم که دیگه اعصابم داغون میشه ازش اخه شرافت و انسانیت و عفتت و برای چی فروختی ؟برای زندگی حیوانی و..................

خلاصه اومدم بگم من منکر کم و کاستی تو جامعه نیستم اما می تونیم درستش کنیم حداقل نمی تونیم درستش کنیم تاریخمونو به گندنکشیم .لیلا حاتمی هم یه بازیگر بود که رفت امریکا اما عفتشو حفظ کرد...........

برای خیلی چیزا متاسفم

یاحق

+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 22:22 توسط رت باتلر |